در علم سیاست، «تیرانی» به حکومتی اطلاق میشود که نه بر پایه قانون یا ایدئولوژی مشخص، بلکه بر اساس امیال لحظهای، شخصی و بیقیدوبند حاکم استوار است.
رفسنجان زیبا | در علم سیاست، «تیرانی» به حکومتی اطلاق میشود که نه بر پایه قانون یا ایدئولوژی مشخص، بلکه بر اساس امیال لحظهای، شخصی و بیقیدوبند حاکم استوار است. این نوع حکومت، برخلاف استبداد که معمولاً بر نُرمها، بوروکراسی و مشورت با نخبگان تکیه دارد، فاقد هرگونه ساختار قابل پیشبینی و کنترلپذیر است. در تیرانی، اراده فرد حاکم نه تنها بر سیاست داخلی، بلکه بر روابط خارجی، اقتصاد، فرهنگ و حتی نهادهای امنیتی سایه میافکند. تصمیمات نه از دل فرآیندهای عقلانی و جمعی، بلکه از بطن غرایز، کینهها، تمایلات شخصی و لحظهای فردی بیرون میآیند. تیرانی، در ذات خود، ضدنظم و ضدعقلانیت است.
با این تعریف، دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا را میتوان نمونهای بیسابقه از «تیرانی در عرصه بینالملل» دانست. اقدامات او فراتر از پیگیری منافع ملی ــ حتی در تعریف سنتی آن ــ بود و رنگ و بوی تمایلات شخصی، کینهجوییها و غرایز فردی او را به شدت به خود گرفته است. خروج یکجانبه و احساسی از توافقهای بینالمللی حیاتی مانند برجام یا پیمان پاریس، اعلان سیاستهای مهم از طریق توئیتهای لحظهای، و حتی طراحی عملیاتی علیه ریاست جمهوری ونزوئلا که بیشتر شبیه فیلمنامهای شخصی برای نمایش قدرت بود تا یک برنامه استراتژیک، همگی نشان میداد که معیار عمل، غرایز فردی اوست.
در تیرانی، نهادهای رسمی به ابزارهای شخصی بدل میشوند؛ وزارت خارجه، ارتش، دستگاه قضایی و حتی رسانهها، نه برای تحقق منافع عمومی، بلکه برای اجرای خواستهای فردی به کار گرفته میشوند. ترامپ در طول دوران ریاست جمهوریاش، بارها نشان داد که از ساختارهای رسمی تنها در صورتی استفاده میکند که در خدمت نمایش قدرت شخصیاش باشند. او نظم قاعدهبنیاد جهانی را نه برای جایگزینی بهتر، که صرفاً برای اثبات بیقاعدگی خود ویران میکرد.
این روند، هراس عمومی عمیقی را در سراسر جهان برانگیخت. ترامپ نشان داد که در غیاب مکانیسمهای مهارکننده قوی در نظام بینالملل، قدرت متمرکز یک ابرقدرت میتواند به ابزاری برای اعمال تیرانی جهانی تبدیل شود. همین هراس مشترک، در حال شکلدهی به پادزهر تاریخی خود است: تشکیل یک جبهه جهانی فراگیر. این جبهه تنها شامل دولتهای معترض نیست، بلکه شهروندان، نهادهای مدنی، روشنفکران و حتی بخشهایی از بدنه خود آمریکا را در برمیگیرد که شاهد تخریب اعتبار و رهبری اخلاقی کشورشان بودند.
این ائتلاف گسترده که بر پایه دفاع از چندجانبهگرایی، حاکمیت قانون و عقلانیت جمعی شکل میگیرد، نشان میدهد که جهان در برابر حکومت امیال شخصی نه تنها منفعل نمانده، بلکه برای بازسازی دیوارهای حفاظتی نظم بینالملل بسیج خواهد شد. عصر ترامپ شاید به پایان رسیده باشد، اما هشدار آن درباره خطر «تیرانی جهانی» و ضرورت اتحاد در برابر آن، میراثی ماندگار برای جهانیان است.
به قلم | دکتر سیدمرتضی سیدحسینی دانش آموخته اندیشه سیاسی